skip to Main Content
چطور به مدیرمان بگوییم که احساس تعلق شغلی نداریم؟

چطور به مدیرمان بگوییم که احساس تعلق شغلی نداریم؟

بسیاری از افراد تصور می‌کنند که مفهوم تعلق شغلی مفهومی جدید است، اما دانشمندان ‌سال‌هاست که در این مورد تحقیقات مختلفی انجام داده‌اند. اولین بار ویلیام خان این مفهوم را در سال 1990 این‌گونه تعریف کرد:

“میزانی است که کارمندان یک شرکت به لحاظ ذهنی، هویت شخصی خود را در ارتباط با شغلشان تعریف می‌کنند”.

او به این نکته توجه کرد که سازمان‌ها معمولاً به تاثیری که “تجارب روزمره” افراد بر انگیزه‌ شغلی‌شان می‌گذارد بی‌توجه هستند، در عوض بر استعدادها و مهارت‌های افراد تکیه دارند. اما نکته قابل ذکر این است که اگرچه استعدادها و مهارت‌ها فاکتور بسیار مهمی برای پرسنل به شمار می‌رود، اما به اندازه کافی آن‌قدر قدرتمند نیست که بتواند تجارب ذهنی کارمندان در حیطه شغلی آنها را توضیح دهد.

برای مثال دو فرد با مهارت‌ها و پیشینه یکسان، ممکن است در یک شرکت و در یک تیم کار مشابهی داشته باشند، اما یکی از آنها کاملاً در کار باانگیزه و راضی باشد، در حالی‌که دیگری کاملاً بی‌حوصله و بدون تعلق خاطر به شغلش به نظر برسد. همین حس باعث خواهد شد که نفر اول به مراتب کارآیی و تاثیرگذاری بیشتری در محیط داشته باشد ، در حالی‌که نفر دوم علاوه بر این‌که بازدهی نومیدکننده‌ای که دارد‌، تاثیر بسیار زیان‌باری هم بر محیط کار خواهد گذاشت. آنچه می‌تواند تفاوت عملکرد این دو نفر را به خوبی توضیح دهد، مفهوم تعلق شغلی است.

جدیدترین فرصت های شغلی را در ایران تلنت مشاهده کنید

تحقیقات گوناگون نشان داده که تعلق شغلی بیشتر در یک سازمان، هم در سطح کارآیی اشخاص، هم در سطح عملکرد گروه و هم در میزان رضایت مشتری تاثیر مثبتی خواهد گذاشت. بر اساس آخرین تحقیقات، تخمین زده شده که موضوع عدم تعلق شغلی تنها در آمریکا در طول سال، موجب ضرر 500 میلیارد دلاری به شرکت‌ها می‌شود.

یکی از اصلی‌ترین دلایل احساس عدم تعلق شغلی در شرکت‌ها، رهبری غلط است. این عامل به تنهایی می‌تواند 30 درصد از میزان تعلق را توضیح دهد. با این حال معمولاً اکثر رهبران از این عامل غافل هستند، به خصوص که در بسیاری از شرکت‌ها نقد از پایین به بالا بسیار کم اتفاق می‌افتد.

در واقع این اتفاق که کارمندان حس کنند می‌توانند صادقانه، با روی باز و بدون ترس از عواقب رئیس خود را نقد کنند بسیار نادر است. حتی این‌که به رئیس‌تان بگویید احساس تعلق کمی به شرکت و کارتان دارید کار بسیار دشوار و ناممکنی به حساب می‌آید، در حالی‌که بروز ندادن این مشکل بزرگ به ضرر همه خواهد بود.

اگر شما هم در زمره کسانی هستید که برای عیان کردن احساس عدم تعلق شغلی خود به رئیس‌شان دچار مشکل هستند، شاید با استفاده از این چهار روش بتوانید مشکل خود را حل کنید:

من برای این‌که بتوانم از تمام ظرفیتم استفاده کنم، به کمک شما نیاز دارم

 این جمله بر تفاوت بین بالاترین میزان کارآیی شما و حد معمول آن تاکید می‌کند. آدم‌ها وقتی با‌انگیزه باشند با حداکثر ظرفیت‌شان کار می‌کنند، اما در اکثر موارد این تفاوت بسیار چشم‌گیر است. گفتن این جمله به مدیرتان یادآوری می‌کند که تعلق شغلی یک مفهوم فلسفی یا متافیزیکی نیست، بلکه مفهومی است عینی که کاملاً بر عملکرد سازمان تاثیر می‌گذارد.

من به یک چالش جدید احتیاج دارم

 این جمله بر اهمیت “یادگیری” در افزایش احساس تعلق تکیه دارد. وقتی افراد در جایگاهی قرار می‌گیرند که به آنها کمک می‌کند در مهارت جدیدی حرفه‌ای و با چالش‌های جدیدی روبرو شوند، احساس ارزشمند بودن و رضایت بیشتری به آنها دست می‌دهد. در مقابل، افرادی که وظایف خود را صرفاً از حفظ باشند، آن شغل برای آنها را به یک کار روتین، مکانیکی و بی‌معنی تبدیل کرده و در آنها حس بی‌فایده بودن به وجود می‌آورد.

متاسفانه، کارمندان و مدیران به یک اندازه در پی آن هستند که با تکرار فعالیت‌ها و وظایف، پایایی و قابلیت اتکای یک شغل را بالا ببرند. این روند به کارمندان کمک می‌کند تا فکر آزادتری داشته باشند و استرس کمتری را تجربه کنند؛ همچنین باعث می‌شود تا خیال مدیران نسبت به کیفیت و نتایج عملکرد هر کارمند راحت باشد. به همین دلیل است که معمولاً پیدا کردن کاری که تنها بر روی نقاط قوت شما متمرکز است، در طولانی‌مدت موفقیت‌آمیز نیست. وقتی همه چیز برای شما آسان باشد، شما چگونه می‌خواهید انگیزه‌تان برای یادگیری و رشد را در خود حفظ کنید؟

مطمئن نیستم که این شغل مناسب من باشد

 این جمله بر این نکته تاکید دارد که احساس تعلق، تعیین‌کننده میزان کارآیی شما در یک شغل است. بر این اساس انسان‌ها زمانی که در شغلی که متناسب با توانایی و روحیات آنهاست مشغول باشند، احساس رضایت و کارآیی بیشتری خواهند داشت.

اگر از طریق این جمله با مدیرتان ارتباط برقرار کنید، شاید بتوانید او را به این فکر وا دارید که شما را در کدام موقعیت قرار دهد که با شخصیت و ارزش‌های شما تناسب بیشتری داشته باشد. این مکالمه همچنین باید فرصتی را پدید آورد که شما در آن بتوانید جنبه‌هایی از شغل فعلی‌تان که برایتان جذاب است را برای او توضیح دهید تا شاید باعث شود او این جنبه‌ها را در کار جدیدتان پررنگ‌تر کند .

تحقیقات نشان داده افرادی که توانسته‌اند اعتماد مدیرشان در ایجاد یک موقعیت شغلی جدید و بر عهده گرفتن آن شغل را به‌دست آورند، به مراتب معنا و تعلق بیشتری را در کارشان تجربه می‌کنند.

احساس تعلق شغلی ندارم، آیا می‌توانید به من کمک کنید؟

این جمله مبین این حقیقت مهم است که مدیران مسئول ایجاد انگیزه در تیم و کارمندان خود هستند. بله، هر شخصی مسئول ایجاد انگیزه در خود است، اما این وظیفه یک مدیر است که به کارمندانش کمک کند تا چشمه نشاط و انگیزه‌ شغلی آنها خشک نشود. به علاوه، حتی زمانی که مدیران دست به استخدام افراد به ظاهر باانگیزه می‌زنند، نمی‌توانند انتظار داشته باشند این انگیزه همیشه و در سطح بالا ادامه داشته باشد.

برای مثال، تحقیقات نشان داده که در بسیاری از استخدام‌ها، یک دوره “ماه عسل” برای احساس تعلق وجود دارد. در این دوره بیشتر افراد هیجان زیادی برای کارشان دارند، اما نهایتا بعد از گذشت مدتی در حدود یک‌سال، این هیجان و انگیزه را از دست می‌دهند. یک مدیر لایق قطعاً به دنبال آن خواهد بود که دریابد چه نکاتی باعث افزایش انگیزه در کارمندان خواهد شد و چه عواملی آنها را دلسرد می‌کند. سپس بر اساس همین دانش دست به ترسیم یک مسیر شغلی سرشار از انگیزه و الهام برای آنها می‌زند.

در آخر باید تاکید کرد که به چند دلیل، تضمینی در مورد کارآیی صد درصد هر کدام از این روش‌ها در کار نیست. دلیل اول وجود مدیرانی است که به جای قبول تقصیر، آن را گردن کارمندان خود می‌اندازند. دلیل دوم این‌که حتی مدیرانی که علاقه دارند به کارمندانشان در این مسیر کمک کنند، ممکن است به این دلیل که تعریف یک موقعیت شغلی جدید در همه شرایط ممکن نیست، موفق نشوند. دلیل سوم این است که بسیاری از مدیران ممکن است مطرح شدن این موضوع را به عنوان انتقاد و بازخورد منفی برداشت کرده و آن را برنتابند.

بنابراین اگر تصور می‌کنید به خاطر احتمال وجود یکی از این سه دلیل، ممکن است مدیر شما واکنش مثبتی به صحبت‌های شما نداشته باشد، بدون داشتن یک راه جایگزین نزد او نروید. این راه جایگزین می‌تواند پیشنهاد شغلی از شرکتی دیگر یا استعفای شما از شغلی که دارید باشد. معمولاً افراد کمی به خاطر عدم تعلق یا حتی کارآیی پایین اخراج می‌شوند، اما زمانی که این مسئله را به زبان بیاورید، خطر اخراج خودتان را به صورت فزاینده‌ای افزایش دهید.

3+

مطالب مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Back To Top
جستجو